تبليغاتX
•*.ღ.•*.ترنم عشق•*.ღ.•*.

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

•*.ღ.•*.ترنم عشق•*.ღ.•*.

به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید.


ملاقات باخدا

                                                                                                                          ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز، 

عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.

با عشق، خدا»

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکـر کرد که چـرا خـدا مـی خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت:« من، که چیزی برای پذیرایی ندارم!» پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مـرد فقیـری را دیـد که از سـرمـا مـی لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت:« خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟»

امیلی جواب داد:« متأسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام.»

مرد گفت:« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: « آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید.» وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر نموده و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظـه ناراحت شـد چون خـدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همـان طور که در را بـاز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:

« امیلی عزیز،

از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم،

با عشق، خدا »

پنجشنبه دوم خرداد 1387 توسط ***ღღطراوتღღ*** |



يکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صياد است که کبوتران را پر مي دهد. و آن باغبان است که گل هاي سرخ را پرپر مي کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.

دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمي کند، پس آهويش را دريد و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه مي ماند و نه ترنم.
*
سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را مي بلعد و آن مرگ است که تن هر سروي را تابوت مي کند.
پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتي روان بر رود عشق.
*
و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.
هزار و يکم بار که عاشق شد، قلبش اسبي بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غيرت و استخوان.
و عشق آمد در هيئت سواري با سپري و سلاحي بر قلبش نشست و عنانش را کشيد، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
سوار گفت: از اين پس زندگي، ميدان است و حريف، خداوند. پس قلبت را بياموز که

عشق کار نازکان نرم نيست / عشق کار پهلوان است،*
آنگاه تازيانه اي بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقي بود








فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


ادامه ی رمان part3
ادامه ی رمانpart2
رمان
گلی سرخ برای محبوبم
دوست دارم که.....
اولین عشق
داستان کوتاه
داستان کوتاه

88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31

قندعسل*صدف عزیزم
پری دریایی*دریا جون
خانه ی دوست*سپیده ی عزیزم
فانوس عشق (فرزانه ی عزیزم**
** لحظه های نور(گروه قبله ی عشق عزیزم**
**آوای عشق(سباجون ومریم جون**
**عشق پاییزی (نفیسه ی عزیزم**
**قاصدک(محبوبه ی عزیزم**
** دل دریایی (صدف جون**
**دیرینه دل(فاطیماجون**
**خاطرات دیروز وامروز شایدهم فردا...(فریاد**
**رویای شیرین من (رویایی**
**مکتب عشق(حیوا جونم**
**عشق(نازنین گله**
**جواهری درقصروامپراتور دریا(نازیلا جونم**
**خونه شوکولاتی(نانا**
**SeVeN**
**مهتاب عشق**
**دوباره ها(ماهک جون**
**خاطرات یک دختر فراری(لیلی جون**
**خاطرات من(ملیکاجون**
**زمزمه های یک پیرمرد (یه بابا بزرگ مهربون**
**زمزمه های یک پیرزن(فاطی قاطی**
**عکس axxxxxxxxaعکس**
**شب مهتابی( نرگس جونم**
**مدل لباس عروس ونامزدی(ساراجونم**
دنياي عاشقانه(اميد**
کلبه ي عشق(الناز جونم**
**تو را من چشم در راهم**
** دختر تنها**
ashghane**

RSS 2.0